پادشاهى انگلستان و يك نبرد
جنگ اول و دوم جهانى ، اثبات نمود كه ملكه بريتانيا از يهوديان روسيه بود ، چون همواره با روس ها دوست بود و با هم در جنگ ها همكارى ميكردند و همواره در جنگ ها با ملت هاى آريايى يا ژرمن دشمنى ميكرد و فقط به يهوديان روسى و يهوديان اسرائيلى كمك ميكرد. سرمايه هاى فكرى من شامل كشف ها و تحقيقات علمى و طرح هاى بسيار مهم از سال 1994 تا 2000 با كمك دولت بريتانيا و حمايت او از اسرائيل بسرقت رفت و طرح هاى مرا ساختند ، ولى هيچ پولى بابت ساختن و بهره بردارى از سرمايه هاى فكرى من به اينجانب ندادند ، به همين دليل است كه ما ؛ ملت هاى آريايى يا ژرمن يا انگلوساكسن ، ميدانيم كه ملكه بريتانيا از نژاد آريايى يا ژرمن يا انگلوساكسن نبوده است . وقتى انقلاب صنعتى در انگلستان بوقوع پيوست ، يهوديان روسى و اسرائيلى ميدانستند كه جزيره انگلستان مكان مهمى ميباشد و بايد تحت نفوذ روس ها و صهيونيسم در آيد بنابر اين ، گروه هاى جاسوسان براى تجسس در امور انقلاب صنعتى از روسيه و اسپانيا و از طريق منطقه بريتانى در فرانسه به انگلستان رفتند. و خود را بريتانيايى ناميدند ، سپس ارتش روسى و اسپانيايى را نيز جهت تسخير جزيره انگليستان فرستادند. و از حدود 300 سال قبل كه بريتانى ها وارد جزيره انگلستان شدند پادشاه آن زمان در انگلستان ، كه از نژاد آريايى يا ژرمن يا انگلوساكسن بود را ازبين بردند. و سلسله سلطنتى كنونى كه از يهوديان روسى و يهوديان اسپانيايى بوده ، بجاى خاندان سلطنتى قبلى ، كه از ملت آريايى يا ژرمن يا انگلوساكسن انگلستان بود قرار گرفت. در دايرةالمعارف هايى كه آنها در آن كشور چاپ كرده اند تاريخ ورود آنها به جزيره قرن هاى يازدهم و دوازدهم درج شده است كه صحت نداشته است. و در ضمن ، در حدود 300 سال قبل ، توطئه زبان نيز در جزيره اجرا شد. ؛ بنابر اين ، جمعى از دشمنان ، شروع به دوباره نويسى كتاب هاى قديمى كردند و توطئه زبان كه آن گروه طرح شده بود را با لغات مورد نظر در كتاب ها نوشتند و هر مدركى ، حتى سنگ نوشته كه از زبان مردم جزيره باقى مانده بود را دوباره روى سنگ نوشتند كه مدركى از زبان قديمى مردم جزيره نباشد. پس ما ميدانيم كه زبان قديمى مردم جزيره تا حدود قرن هفدهم در جزيره صحبت و نوشته ميشده ، ولى از زمانى كه توطئه زبان در جزيره انجام شد ربان مردم جزيره با زبان دشمنان مخلوط شد. و مردم جزيره براى طعنه زدن به دشمن ، زبان خود را اسپينگليش ناميدند. و مردم جزيره براى طعنه زدن به دشمن ، زبان خود را اسپينگليش ناميدند و بمعناى آن است كه زبان ما را خيلى روسى و اسرائيلى كرده اند ، چون دشمنان ، زبان اصيل انگلوساكسن را از بين بردند كه فقط شامل لغات زبان هاى اقوام مختلف ميشد كه در قرن پنجم بعد از ميلاد جزيره را پيدا كردند و در آنجا زندگى ميكرده اند و توطئه زبان براى سرقت كردن افتخارات ملت بوده است و توطئه كرده اند كه افتخارات انقلاب صنعتى و ديگر كشف ها و اختراعات ملت را بدزدند و بگويند كه چون لغات زبان آنها در زبان ملت ميباشد بنابر اين ، ديگر افتخارات كشور نيز متعلق به آنها ميباشد. ما نميتوانيم توطئه ها و دروغ هاى دشمنان را در كناب هاى چاپ شده ، بپذيريم ، پس بايد زبان كشور بر طبق همان زبان هاى پيش از مهاجرت اقوام به جزيره اصلاح شود تا توطئه ها از بين برود و لغات زبان هاى آنها نبايد در زبان قديمى كه بايد احيا شود ، وجود داشته باشد و اگر لغات جديد مورد نياز باشد بايد از لغات اصلى زبان هاى كشورهاى مبدأ ، استفاده شود.