فلسفه دینی امانوئل کانت فیلسوف آریایی یا ژرمنيك
امانوئل کانتImmanuel Kant که مهمترین فیلسوف بعد از ارسطو
بوده معتقد بود که ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺣﻖ ﺯﯾﺴﺖ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ،چون
توطئه ای در یهود بوده که یهودیت یا همان روسها و یهودیان ،
زندگی خود را در نابودی دیگران میدانسته اند و این بمعنای
نابودی جهان میباشد .امانوئل کانت ، این بزرگ مرد آریایی یا
ژرمنیک کسی بود ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ که ﻣﺬﻫﺐ ﯾﻬﻮﺩ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﺻﻼ
ﺩﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ و ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﻠﺖ ﻣﺘﻘﻠﺐ و فاسد
ﺗﻮﺻﯿﻒ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ و یهودیان را مانع روند پیشرفت اصولی و
مطابق با شرع جوامع میدانست و در حقیقت ، مبنای نظریات
فلاسفه و هشدار آنها به همه مردم در مورد یهود ، وجود دزدها و
جنایتکاران یهود و روس در زندگی عموم و در همه جوامع میباشد.
در فلسفه اسلامی ، در قرآن بر علیه قوم یهود و لوط(روس و صهيونيسم)مطالبی
آمده است و همچنین مانند فلسفه مسیحیت ، در مورد یهود
کلمات «فرزندان شیطان »یا همان «اولیاء الشیطان»بکار
رفته است که تحقیق در این مورد موجب پیشرفت فلسفه
اسلامی نیز میشود که بايد دشمنان دین مبین اسلام و نیز ایران
را بطور واضح بشناسیم و این مبنایی برای شناخت فلسفه
اسلامی میباشد ، چون یهودیت یا همان روسها و صهيونيسم
تبلور ارواح شیطانی در گوشت و خون هستند که با هر توطئه ای
از جمله «یهودیان بظاهر مسلمان ، یهودیان بظاهر مسیحی
و یهودیان بظاهر زرتشتی » در جامعه ما حضور دارند و مشغول
سرقت از مردم و از ثروت كشورها يا بيت المال ، جنایت بر ضد مردم ، اعمال تروریستی بر ضد دولت هاى انقلابى ، جاسوسی و سرقت اطلاعات شخصى و تجارى و طرح هاى اينده ، خرابکاری
و جعل سکه و اسکناس بوده اند و نیز آنها مسبب هر
مشکلى هستند که بوجود آمده و در تاریخ جمهوری اسلامی
ایران و نیز دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان توطئه های
مشابهی اجرا شده که همان کمونیستها و صهیونیستها در
همه این توطئه ها و انفجارهای تروریستی دست داشته اند.
کانت ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﯾﻦ ﻣﺘﻔﮑﺮ ﻋﺼﺮ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﯼ ﭘﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭ ﯾﮏ ﻣﺒﻨﺎﯼ
مطابق با دین ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺭﻭﭘﺎ بوده است؛ ﻣﺒﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ
ﺁﻥ ، ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ مجرم هستند ، چون دزدی و
جنایت در فرهنگ فاسد روس و صهيونيسم بوده است.
فرانسوا ماری آرونه که بعدها نام ولتر را بر روی خود نهاد
از نامدارترین فیلسوفان و نویسندگان فرانسوی عصر روشنگری
بوده ، ولی از کسانی میباشد که به خدای یکتا ایمان داشت و
در همه زندگانی خود با یهودیان بظاهر مسیحی و جاسوس
که حتی مقامات کلیسا شده بودند درگیر بود و حتی عقیده
داشت که میتوان هستی خدا را حتى با علم نيز اثبات کرد .او همه زندگی
خود را در ستیز با خرافات و خشونت يهوديان
روسى و يهوديان اسپانيايى بظاهر مسیحی گذراند که سعی در تخریب چهره دین مسيحيت و حتى اسلام را
داشتند و دین را با خرافات مخلوط میکردند و هر اعتراضی
را با خشونت جواب میدادند و یهود تعصبى را بظاهر داشت كه همان حيله گرى بود
که کسی به آنها شک نکند و توطئه هاى نژادى را نیز داشتند .ولتر
ﻧﻈﺮﯾﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺮﻭﯾﺞ میداد ؛ اﺳﺎﺱ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ
این ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﻘﺎﯾﺎﯼ نوعى بشر يا ميمون انسا نما ﻫﺴﺘﻨﺪ (ولی نژاد
یهودیان در راستای تکامل خود با نژاد میمون هاى ديگر نيز مخلوط شده
است كه اين همان نكته هاى مهم نژادى يهوديان بوده است).اندیشه های بظاهر فیلسوفانی که خدای یکتا را انکار
کرده و یا در نظر نداشته اند ،ولی توطئه هایی را نیز داشته اند
که مطالب خود را با سخنان آموزنده تزئین نمایند که بگویند که
کفار هم اخلاق دارند (از روسها و صهيونيست هاى توطئه گر و جاسوس
یا همان کمونیستها و صهیونیستها بوده اند) مضر ، دور ریختنی
و باطل بوده ؛ بنابر این ، ملتهای آریایی یا ژرمنیک و مردم
خداپرست میبایستی اندیشه های فلاسفه آریایی یا ژرمنیک
که خداپرست و دوست ملتها و مردم بوده و در مورد خطر
یهودیت یا همان يهوديان روسى و یهودیان اسپانيايى هشدار داده اند را بپذیرند.
اصول ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان برای
ﺗﮑﯿﻪﮔﺎﻩ هاى ﻓﻠﺴﻔﯽ، ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺻﻼﺡ ﻧﮋﺍﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺍﺭﻭﯾﻨﯿﺴﻢ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ
ﺍﺭﻧﺴﺖ هگل ﻭ هوستون ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ، ﯾﮏ دانشمند و فیلسوف
انگلیسی که ﺗﺎﺑﻌﯿﺖ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، بوده که فلسفه های مهم
دینی و علمی محسوب میشوند. ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻫﮕﻞ ﻣﯽﺁﻣﻮﺧﺖ ﮐﻪ
ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ
به ﻧﮋﺍﺩﻫﺎﯼ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺣﻖ ﺑﻘﺎی بیشتری ﺩﺍﺩ که نسل کمیاب نژاد
آریایی یا ژرمنیک که اشخاص زیبا و اشخاص تیزهوش و اشخاص
قد بلند و اشخاص خیلی بلوند میباشند و این طرح با دادن
مشاغل مهم و پر درآمد به این اشخاص بوده که پیشرفت
کشور و جامعه بسوی تکامل و نیز اصلاح نژاد ملت را با یک
روند طبیعی به ارمغان می آورد که بنفع ملت و کشور میباشد و موضوعى بسيار مهم محسوب ميشود.
ادولف هيتلر رهبر كبير انفلاب المان ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﻮﺯﻩ ها ﺑﻪ این ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﮋﺍﺩ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ يا ژرمنيك
ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﺑﻞ یهودیان روسى و يهوديان اسپانيايى ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ .
ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﻫﻢ ﻭﻗﺘﺶ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﯿﻦ ﻧﮋﺍﺩﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان
ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺑﻌﺎﺩ پیشرفته دینی و علمی ﺁﻥ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ
ﺧﻮﺩ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﯽﺑﺮﺩ، ﮐﺘﺎﺏ « ﮔﻮﻧﻪﺷﻨﺎﺳﯽ ﻧﮋﺍﺩﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻟﻤﺎﻥ »اثر
هانس فریدریش کارل گونتر معرف دینداری و پیشرفتهای علمی
میباشد ، ولی یهودیت یا همان کمونیستها و صهیونیستها که این
پیشرفتهای علمی را موجب افشا شدن توطئه های نژادی خود
میدانستند ، آنرا نژادپرستی علمی نامیدند که بتوانند توطئه های
نژادی خود را انجام دهند و کسی متوجه روش هاى خصمانه روس ها و صهيونيست ها نشود ، چون این
شاخه از علم برای ملتهای آریایی یا ژرمنیک و مردم از نژادهای
دیگر حیاتی میباشد که هر قوم و مردمى ، نژاد و زبان و نیز دین
و فرهنگ خود را بخوبی بشناسد و در حفظ آن موهبت الهی
کوشش نماید .تعداد شيطان پرستان یهود یا همان روسها و صهيونيست ها كه همجنسباز و ادمخوار نيز بوده اند در هر
کشوری که باشند بایستی معلوم و مشخص گردد و تحت نظر
مردم آریایی یا ژرمنیک و با همکاری مردم كشورهاى ديگر باشند و یهود را
نباید آزاد گذاشت ، چون يهوديت يا همان روس ها و صهيونيست ها خطری برای جهان بوده اند و
تسخیر کشورها و از بین بردن مردم در همه کشورها
را از اهداف خود می دانسته اند.
شهر قدیمی آریایی یا ژرمنیک کونیگزبرگKönigsberg بمعنای
«شاهکوه»مرکز ایالت پروس شرقیOstPrussia آلمان بود و
شهر کونیگزبرگ در تاریخ ، ریاضیات ، توپولوژی و بخاطر
اهميت پل های آن در جهان مشهور بوده و اشخاص مهمی را
نیز داشته که از جمله آنها امانوئل کانت میباشد .کمونیستها
و صهیونیستها که فلسفه دینی کانت را مخالف توطئه های
ضد دینی و ضد مردمى خود میدانستند با دشمنی که با امانوئل کانت و
دیدگاه های ملتهای آریایی یا ژرمنیک داشته اند ، پس از جنگ
جهانی دوم ، شهر دینی و تاریخی کونیگزبرگ و دیگر ایالتها
و شهرهای تاریخی آلمان در اروپای شرقی ؛ که کمونیستها و
صهیونیستها توطئه از بین بردن آنها را از قبل داشته و نام روسیه
نیز از همان نام پروسیه یا پروس بسرقت رفته بود که فقط نام
روسیه باشد( ولی پروسیه یا پروس شرقی و غربی بر روی نقشه
نباشد) توسط روسها و یهودیان بتصرف در آمد و اموال مردم
را بسرقت بردند و بزور صاحب شدند و نام شهر دینی کونيگزبورگ Königsburgدر ان بوده
را بنام یک کافر یهودی (لنین )که مکتب بی دينى کمونیسم
را بوجود آورد ، به کالنینگرادKaleningrad تغییر دادند که هنوز هم کمونیستها
و صهیونیستها نام آن شهر آریایی یا ژرمنیک و الهی را کالنینگراد روس ها و صهيونيسم
مینامند و عده ای از یهود و کولی های روس آن ايالت و شهر را تصرف
کرده که همان روس ها و صهیونیستها بوده اند و توطئه کرده اند
که هر کشوری را برای اسرائیل بتصرف در آورند ؛ ملت خداپرست
آریایی یا ژرمنیک حلال زاده را از کشور و خاك خود اخراج کردند و
عده ای حرامزاده و بی اصل و نسب روس و صهیونیست که بدون
ازدواج سنتی دینی صاحب فرزند میشده اند را در آن مناطق
ساکن نمودند و توطئه اى به آنها گفته بودند که در کشورهای دیگر با ازدواج شبيه دينى
صاحب فرزند شوند تا خود را با اصل و نسب نشان دهند و اینگونه
توطئه ها را در مناطق اشغال شده انجام میداده و آن مناطق
را از آلمان و حتى سوئد دزدیده اند ، یهودیت یا همان روسها و صهیونیستها
شرف و اصالت نداشته اند که دزد بوده اند و دزد به این جهت دزدی
میکند که شرف و اصل و نسب ندارد ؛ روسها و یهودیان که دین نداشته اند
عقده را داشته اند و هر روس و یهودی را میتوان یک شخص عقده ای و حقير
نامید .
موضوع مهمی است که همه بدانند که روس و یهود یا همان
کمونیستها و صهیونیستها در حدود14 میلیون نفر از شهروندان
مظلوم آریایی یا ژرمنیک آلمان را از کشور و ایالات و شهر
و خانه خود به آلمان اخراج کردند که2 میلیون نفر از آنها که
اکثرا زنان و کودکان نژاد آریایی یا ژرمنیک و هم نژاد ما ایرانیان
بودند در رانده شدن بسوی آلمان ، از گرسنگی و سرما جان خود
را از دست دادند و یک میلیون جوان آلمانی را که در جنگ جهانى دوم به اسارت گرفته
بودند با روش ندادن غذا و گرسنگی بقتل رساندند که رویهم
رفته سه میلیون مرد و زن و کودک آریایی یا ژرمنیک را از بین
بردند كه پيروزمندان جنگ ، اين را همهان ازادى و انسانيت خود ناميدند ، کمونیستها و صهیونیستهایی که در ایالت
های پروس شرقی و غربی و دیگر ایالتها و شهرهای آلمان در
اروپای شرقی جایگزین آلمانی ها شدند و نیز در آن شهرها
زندگی کرده اند عده ای دزد و خائن بوده اند زیرا روسها وقتی
به کشوری میروند مانند صهیونیستها میباشند و قصد دزدیدن
اموال مردم و زمینهای آن کشور را داشته و توطئه هایی دارند که
آن منطقه و کشور را جزو خاک روسیه و اسرائیل نمایند ؛ بنابر
این، اگر روسها و یهودیان به کشوری بروند و زندگی کنند
بايد دزد و خائن بحساب آیند ، روسها و یهودیان حق
نداشته اند در کشور آلمان و سوئد و کشورهای آریایی یا ژرمن
اطراف آنها و مناطق رايش المان و سوئد و حتى رايش (امپراتورى اريايى و اسلامى) جمهورى اسلامى ايران زندگی کنند و بايد از مناطق رايش هاى مذکور خارج
شوند ، چون روس ها و صهیونیست ها دشمنان هر مردمى بوده اند
و در ایران دوران قاجار نیز یهودیان و کمونیستهای روسیه پس
از بتصرف در آوردن ایالت های شمالی ایران در آسیای میانه و
قفقاز ، صهیونیستهای روسیه را به آن ایالت ها فرستادند که آن
مناطق را برای اسرائیل بگیرند ، ولی الحاق به خاک روسیه نمایند ،
و پس از مستقل شدن آن ایالت ها از روسیه ، همان یهودیان
روسیه آن کشورها را با توطئه کشورهای بظاهر مستقل ، اداره
نمايند و حتی استان هاى اسلامی و تاریخی ایران را نیز در اسياى ميانه و قفقاز تصرف
کردند که اسرائیل آنجا را با روش هاى دزدى اداره کند ؛ بنابر این ، یهودیان روسى
همان صهیونیستهای غاصب استان هاى اسلامى و تاريخى ایران در اسياى ميانه و قفقاز هم بوده اند و همچنين در
سوئد نیز چنین توطئه هایی را اجرا کردند که روس ها و صهيونيست ها نقشه
جغرافیایی سوئد و ایران و آلمان را تعیین کنند ؛ بنابر این ، اين اشغالگران كمونيست و صهيونيست
بایستی از مناطق اشغالی سوئد و المان و ایران خارج شوند ،
چون اين دزد ها نباید در این کشورها وجود داشته باشد.
سرقت ، غصب و اشغال کشورهای آریایی یا ژرمنیک که روسها
در سوئد و آلمان و ایران انجام داده اند مشابه همان جنایات
صهیونیستها در کشور فلسطین و مناطق اطراف ان بوده که سرزمین و شهرها و
خانه های آنها را بزور گرفتند ، مردان آنها را کشتند و
زنان و کودکان آنها را آواره بیابان کردند ، در واقع روسها و
صهیونیستها از یک نژاد بوده اند و نژاد یهود و صهیون
هر دو یهودی نژاد میباشند ، روسها در واقع همان
صهیونیستها هستند ، ولی برای اینکه کسی هویت
نژادی آنها را تشخیص ندهد خود را بطور جعلی ، روسيه و روسRussiaو Russian نامیده اند که از همان نام ایالت پروس (شرقی و غربی)Prussiaو Prussian آلمان بسرقت رفته است و نام روسها همان قوم لوط
بوده که دزد و چپاولگر بوده اند به همين جهت بوده كه مردمى را از سرزمين خود بيرون ميكردند و نام ان مردم را بسرقت ميبرده و با كمى تغيير ، بر روى كشورى كه در ان بودند ، ميگذاشتند ،
لازم به ذکر است که قبل از جنگ جهانی اول و دوم ، کشورهای
اطراف دریای بالتیک در قرن شانزدهم که ریکRike (امپراتوری
پهناور آریایی یا ژرمنیک) سوئد به ایالت های سابق خود
گسترش یافت در قلمرو ریک سوئد قرار گرفتند و اقوام
ژرمنیک در آن مناطق ، در قلمرو سوئد زندگی راحتی
داشتند ، جمعیتی از کشورهای لهستان ، لیتوانی ، استونی ،
لتونی و دیگر کشورهای اطراف سوئد که از اقوام
آلمانی نبودند ، از اقوام سوئدی بودند و زبان ملتهای
مذکور ، قبل از اشغال آنها توسط دزدهای روس ، داراى لغات
سوئدی بوده و از لغات زبان هاى اريايى يا ژرمنيك در زبان خود استفاده
میکردند و پس از تغییراتی در سوئد ، که کارل نهم روی
کار آمد سوئد به یک قدرت برتر نظامی تبدیل شد و این
دگرگونی آب و رنگی نظامی به کل سیاستهای سوئد داد
و سوئد ایالتهای باستانی خود را در اطراف دریای بالتیک
و مناطقی که توسط کولی های روس و یهود اشغال شده
بود باز پس گرفت و در لهستان نیز با نیروهای
روس ها و سهيونيست ها که آماده جنگ شده بودند درگیر شد و آن
ایالات باستانی ژرمنیک نیز در قلمرو ریکRike (امپراتوری
پهناور آریایی)سوئد قرار گرفت مردم قهرمان آریایی یا
ژرمنیک سوئد امپراتوری پهناوری را تا سرزمینهای شمالی
و بالاتر از فنلاند تا قطب شمال آریایی ساختند که افتخاری
برای ملتهای هم نژاد بوده و در این جنگهایی که سی ساله
شد بزرگ مرد آریایی گوستاو آدولف GustavAdolf در
نبردهایی بزرگ به پیروزی رسید و ریک سوئد را احیا کرد
و تاریخ سوئد را یک تاریخ نظامی و پر افتخار نمود
که آن نبردها ، گوستاو آدولف و جنگ سی ساله نامیده
شد ، ولی روسها و یهودیان که دزد بوده اند و با این بزرگ
مرد آریایی که روسها و یهود را از مناطق ریک سوئد بیرون
کرد دشمنی داشته ، سعی کرده اند که پیروزیها و افتخارات
تاریخی سوئد را کمرنگ نمایند و یهودیان و روسها برای کمرنگ
نشان دادن پیروزیها و افتخارات هر کشوری به مناطق مختلف
جهان مهاجرت کرده اند و با شخصیتهای ملی و خداپرست که
یهودیت یا همان روسها و یهودیان را میشناخته اند ؛ و در مورد توطئه ها و حيله هاى روس ها و يهوديان ، مردم را اگاه نموده اند ، دشمنی
داشته اند. بعد از جنگ جهانی دوم و اشغال کشورهای
اطراف دریای بالتیک توسط روس ها و صهيونيسم ، با وارد شدن توطئه
زبان روس و صهیونیسم به آن کشورها ، لغات روسی و
اسرائیلی بجای لغات سوئدی و اريايى يا ژرمنيك قرار گرفت و روسها با توطئه و حيله ، جمعیتی
از آن کشورها که از اقوام سوئدی و اسكانديناوى بودند را اسلاو نامیدند ؛
و اين سياست روسها بر اين مبنى بود كه همواره ملتهای اطراف خود را روسی و اسرائيلى و چینی نيز
میپنداشتند و بر آن مردم اسامی روسی و صهيونيستى
می گذاشتند و حتی توطئه کرده بودند که نژاد اريايى يا ژرمنیک
را روسى و چينى نشان دهند و آن جمعیت سوئدی نژاد را از نژاد
اصلی سوئد و اريايى يا ژرمنيك دور نگه دارند که نژاد آریایی یا ژرمنیک بلوند
چشم آبی یا سبز در اطراف دریای بالتیک ؛ که در گذشته
نامی ژرمنیک داشته ، را بعنوان اسناد و مدارک ژرمنیک
بودن نژاد این منطقه مطرح ننمایند ، چون نژاد روس از نژاد
قومی وحشی و خبیث ، که همان یهوديان و کولی های یهود در
چین بوده و زبان روسی از زبان های قبایل گوناگون چین
میباشد که با جنگ وحمله به منطقه سیبری و قسمتی
از اروپای شرقی که از3500 سال قبل و یا1500 سال قبل
از میلاد مسیح(ع)تا600 سال قبل که جنگ و حمله مغول
و چین به مناطقی از آلمان و ایران و سوئد انجام شد در این
نواحی نژاد تغییر کرد و نام آن نواحی نیز با تغيير نژاد جمعيتى ، تغییر یافت و
روسها مناطقی را متعلق به خود کردند و سپس با توطئه
مهاجرت و بی سر و صدا به پیشروی در مناطق آریایی یا
ژرمنیک در اروپای شرقی و نواحی مهم تمدن های باستانی
آریایی یا ژرمنیک پرداختند که با حیله هایی خود را به آن
تمدنها متصل نمایند که بگویند در آن تمدنها نقش داشته اند.
بعد از جنگ دوم جهانی ، روسها که میگفتند کمونیست مرام
آنها بوده است ، مناطق مذکور در اطراف دریای بالتیک را
تصرف کردند و تبلیغ برای اسامی نژادی جعلی روسی را
ادامه دادند که بدون مدارک مستند تاریخی و هویت اجدادی
و نژادی ملتهای ژرمنیک سوئدی در مناطق مذکور را یهودی نژاد
و از کولی های روس که آنها را اسلاوSlav نامیده اند ، بحساب آورند ( كه كلمه اسلاو از همان كلمه Slaveيا برده مى ايد و روس ها سياست هايى داشتند كه نژاد اريايى يا ژرمنيك در رايش سوئد را روسى نشان دهند)
که رهبر كبير انقلاب المان آدولف هیتلرAdolfHitler در
مورد توطئه نام اسلاو بر روی نژاد ژرمنیک که آریایی
بوده و بوجود آورنده تمدنهای باشکوه و مهم در جهان
بوده ، به کسانی که اسلاو نامیده شده اند با قدرت
هشدار داد که توطئه گران روسی و یهودی ، نژاد ژرمنیک
در اطراف دریای بالتیک را متعلق به یهود و کولی های
روس ننمایند و کلمه« اسلاو» را از کلمه«برده»میدانست و
این توطئه ای روسی- صهیونیستی بوده که نژاد ژرمنیک
در مناطق مورد حمله را با سياست هايى ، برده روسها و صهیونیستها
نمایند و آدولف هیتلر با برده نمودن نژاد ژرمنیک و استفاده
از کلمه ای که از کلمه«برده»آمده، کاملا مخالف بود و ملتهای
مذکور را با سیاستهایی بخود آورد که فریب روسها و
صهیونیستها را نخورند و همچنین در مورد سرزمینهای
پهناور قطب شمال آریاییarisknordpol که بزبان سوئدی
میباشد و قطب شمال آریایی که قطب شمال ایران باستان
نیز بوده است و در اسطوره های آریایی یا ژرمنیک سوئد و
ایران و آلمان(که در گذشته تا اروپای شرقی بوده)درباره
سرزمینهای شمالی و اريايى مطالب بسيارى ذکر شده است .
یهودیت روس بوده و تمام توطئه هایی که بر ضد ملت های
آریایی یا ژرمنیک و مردم از نژادهای دیگر در هر کشوری انجام
شده ، توسط یهودیت در داخل روسیه و اسپانيا ساخته شده است ،
حتی آمریکا نیز میبایستی با روسها کنار می آمد تا نقشه
هایش با همكارى اسپانيا با موفقیت انجام شود .روسهایی که خارج از روسیه
زندگی میکنند از یهودیان روسیه یا همان صهیونیستها بوده اند ،
در زمان قاجار که روسها ایالت های شمالی ایران را بتصرف
در آوردند گفته شد که ایرانیان لیاقت این را ندارند که این
همه ایالت داشته باشند و ایرانیان هرگز نمیتوانند کاری برعلیه
روسها انجام دهند ، و با این حساب ها بود که یهودیت که روس تبار و اسپانيايى تبار
بود ایالت های شمالی ایران را اشغال کرد.هر روسی که از روسیه و هر اسپانيايى كه از اسپانيا
خارج شده و در هر کشوری که زندگی کرده ، یکی از صهیونیستهای
روسیه يا اسپانيا بوده که بایستی از آن کشور خارج شود و اشغال راش ها خاتمه يابد ، در ضمن
بجز امپراتوری هایی که با سرقت و جنایت روسها و یهودیان
در آن کشور ،متعلق به یهود شده ، ورود روسها و یهودیان
به هر کشوری جهت تجزیه آن کشور بوده است .بعد از جنگ
جهانی دوم ، روسها و صهیونیستها اعضاء تیم ملی فونبال
آلمان که بهترین تیم فوتبال جهان بود را اخراج کرده و
گرفتند و به زندان انداختتد و عده ای روس و صهیونیست
را بجای آنها گذاشتند که کسی برعلیه روس و یهود حرف
نزند. دزدها و جنایتکاران روسی و یهودی ، طرفدار فلسفه ضد
دین بوده اند و توطئه گران و خائینن و جاسوسان یهودیت
نظراتی بر ضد فلاسفه و متفکرانی که مبنای فلسفه آنها
مطابق با دین بوده ، داده اند. آدولف هیتلر که خداپرست
بود نظرات مشروع فلاسفه دینی و فتوای نابودی یهود
که مفتی اعظم بیت المقدس محمد امین الحسینی مطرح
نمود و پاپ اعظم واتیکان ، پاپ پیوس نیز آن فتوی را مطابق
با شریعت مسیحیت دانست و با آن موافقت کرد را محترم
شمرد و نظرات مطابق با اديان اسلام و مسيحيت و فلسفه و علم را در دولت ناسیونال سوسیالیست
به اجرا گذاشت و دولتی بر پایه دين ، فلسفه و علم را بنیان نهاد.
روسها و یهودیان یا همان کمونیستها و صهیونیستها که از
فلسفه دینی کانت و دیگر نظرات وی خشنود نبودند ممکن
است در برهه ای از زمان با کارشکنی هایی در زندگی کانت
وی را مجبور نمودند که کارهای ملایمی در مورد یهود ارائه
دهد ، ولی نظر اصلی امانوئل کانت همان نظرات اولیه وی
بوده که با تحقیق و درگیری با یهود به آن نتایج رسیده بود.
روسها و یهودیانی که وارد دولتها شده اند با فشار و استفاده
از قدرت درون دولت ممکن است اشخاصی که برعلیه یهودیان
نظراتی داده اند را وادار به تغییر نظرات خود در مورد یهود
نمایند که کسی برعلیه یهودیان و صهیونیسم نظری ارائه ندهد،
ولی چنین تغییر نظری که یهودیان درون دولت موجب آن شوند
بی ارزش بوده است. به همین دلایل است که روسها و یهودیان
وارد دولتها شده اند که نظراتی که برعلیه روسها و صهیونیستها
میباشد را با فشار و قدرت درون دولت بر روی اشخاص تغییر
دهند. روابط محرمانه با یهود را نمیبایستی پذیرفت ، چون ممکن
است انسان را فریب دهد. روسها و یهودیان نگران هستند که زن
در مشاغل سیاسی در دولت نباشد و عقیده دارند که زن را
میبایستی با توطئه هایی وارد مشاغل سیاسی نمود ، چون
اگر مشکلی برای روسها و صهیونیستها پیش آید میتوان زن
را با پول خرید ، ولی اگر فقط مرد در مشاغل سیاسی باشد
ممکن است نتوان مردها را با پیشنهاد پول فریب داد و در این
شرایط میتواند مشکل جدی برای روسها و یهودیان پیش آید و آنها
در آن کشور ازبین بروند و ضربه ای جدی به یهودیان و صهیونیسم
وارد شود که جبران آن و آموزش آنها و فرستادن یهودیان روسی و
اسرائیلی جهت آن مأموریت ها كه ذكر شد ، به آن کشور مشکل میباشد .
یهودیان و روسها که فلسفه آریایی یا ژرمنیک آلمان که
با خداپرستی توأم بوده را نیمه کاره دانسته اند و درباره
آن نظرات غیر دینی و یا انکار خداوند یکتا را طرح نموده
اند ، همان نظرات کمونیستی و شیطان پرستی را ارائه کرده
که یهودیت یا همان روسها و صهیونیستها را معرفی مینماید.
فلسفه بمعنای اصول زندگی بر پایه خداپرستی بوده و فلسفه
خداپرستان از ادیان الهی میترا ، زرتشت ، مسیحیت و اسلام
بوده است یهودیان و روسها که از فلسفه خداپرستان در دولت
ناسیونال سوسیالیست آلمان ضربه خورده بودند آبرویی برای
خود باقی نگذاشتند بطوری که عده ای از روسها و یهودیان را
مأمور تغییر اصول الهی فلسفه نمودند که فلسفه را بمعنای
انکار وجود خدای یکتا معرفی کنند و خدای یکتا را در
فلسفه های کمونیستی و صهیونیستی انکار نمودند و این
افراد عده ای از مأموران اطلاعاتی و جاسوسان روس و
یهود بوده اند که مطالب کتابهای الهی و اندیشه های پیامبران
را بسرقت برده و با تغییراتی آنرا بنام خود میکردند.
فلسفه ، زندگی را برسی نموده و راه حل را مشخص
مینماید . فلسفه و حقوق با هم ارتباط داشته اند و علم
حقوق از فلسفه بوجود آمد ؛ بنابر این، علم حقوق را نیز
میتوان از دین برشمرد و حق را میبایستی به خداپرست
داد ، پس دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان
حق داشت که حکومت جهانی خداپرستان مسیحی و
مسلمان و آریائیان باستان را احیا نماید و تمدنهای باشکوه
و مهم مسیحیت و اسلام و آریائیان باستان را با هم
بعنوان یک تمدن جدید و فراگیر تقدیم خدا پرستان
جهان نماید و هر دشمنی که مقابل آریائیان ایستاد
و بر طبق قوانین الهی مجازات شد ، بر طبق دین و
فلسفه مجازات شد که کاملا صحیح بوده است.
یهودیان که حقوق خود را از بی دینی و شیطان پرستی
گرفته اند مانند حیوانات وحشى زندگی میکرده اند و
سرقت و کشتن دیگر موجودات و ربودن اموال اشخاص
دیگر را حق خود میدانسته که زور مبنای حق یهود و
حیوانات بوده است ؛بنابر این ، قوانین کتاب تلمود یهود
از قوانین زندگی حیوانات منشاء و الگو گرفته و از اموزه هاى ادیان
الهی و پیامبران نمیباشد ، بلکه همان بی دینی و شیطان
پرستی بوده است ؛ یهودیان و روسها و حیوانات را
میتوان از جمله موجوداتی محسوب نمود که خصلتهای
آنها بسیار مشابه یکدیگر میباشد ، ولی یهودیان و
روسها صرفا قدرت تکلم را نیز داشته اند و میتوان
آنها را حیوانات ناطق نامید. در ضمن ، یهود که
قوانین زندگی خود را از حیوانات آموخته ، سرزمین
محل زندگی خود را«سرزمین مادری»نامیده است ،
چون حیوان ماده نسبت به قلمرو خود از حیوان نر
باوفا تر است و فلسفه زندگی یهود از دیدگاه آنها نسبت
به زندگی دیگر حیوانات نگاشته شده و حیوانات را
نیز می پرستیده اند و همچنين یهودیت یا همان کمونیستها و
صهیونیستها چیزی از خداى يكتا و پیامبران الهی نمیفهمد ؛ در
ضمن ، یهود خود میدانسته که نژاد یهود در ارتباط با نژاد
حیوانات بوده و از نژاد ميمون منشأ گرفته ، ولی این موضوع در کتاب تلمود یهود ،
با سیاستی ذکر شده است که آنرا به نژاد آریایی یا ژرمنیک
و مردم از نژادهای دیگر نسبت دهند ؛ با این وجود ، نژاد
آریایی یا ژرمنیک بر طبق اسطوره های آریایی یا ژرمنیک و
با استناد به آیات قرآن بوسیله خدای یکتا آفریده شده
است ، ملتهای آریایی یا ژرمنیک سرزمین مقدس خود را
«سرزمین پدری »نامیده اند ، چون زمین از پدر به ارث
می رسیده و پدر در مقابل دشمن از سرزمین دفاع میکرده
است .لازم به ذکر است که در زمان رژیم سابق ، عده ای از يهوديان روسى
خود را عشایر مینامند و با اسرائیل همکاری ميكرده و با عشايرى كه از مردم بودند ازدواج میکردند و پس
از انقلاب اسلامی ایران ، این گروه که همان عشایر روسى نژاد بوده
با یهودیان اسرائيلى بظاهر مسلمان و با هر توطئه ای که
داشتند وارد مجلس و دولت و مشاغل مهم دولتى و وابسته به دولت شدند و دستورات
روسها و صهیونیستها را انجام میداده اند. در مورد اين كولى هاى روسى كه با عشاير مخلوط شده اند
میبایستی مطلبی را ذکر نمود که انها در حدود 230/40 سال قبل از روسیه
به ایران آمدند و زبان مادری آنها ، زبان روسی قدیمی بوده
که ممکن است هنوز هم بعضی از اين كولى هاى يهود به آن زبان صحبت
کنند .بعد از اینکه اين روس ها به ایران آمدند بر طبق برنامه ای که
روسيه از قبل براى آنها تنظيم كرده بود به درون اقوام گوناگون ایرانی
رفتند و زبان آنها را یاد گرفتند و با باند بازی های مافیایی که
سرقت و جنایت و همکاری با اسرائیل بوده به درون دولت
راه یافتند و خود را بهمراه عشایر هر منطقه ای جاى دادند ؛ این امور
که به اقوام ایرانی دروغ گفته شود و این عده برای اسرائیل
و روسیه جاسوسی کنند و به مردم مسلمان و شيعه خيانت كنند جرم محسوب میشود. کولی ، نام
نژاد عده ای از یهودیان بوده که روس نژاد نيز بوده اند و توهین به
کسی نمیباشد ، نژاد کولی از همان نژاد یهود میباشد و کولی ها
در هر کشوری که زندگی میکنند سعی در سرقت اموال آن
ملت با هر روشی که آموزش دیده اند را دارند و فرهنگ
یهودیان و کولی های روس ، یکی بوده است. در خارج از جمهورى اسلامى ايران ،
کولی ها برای خود سازمانهاى پناهندگى و فراماسونرى را دارند که بتوانند در دولت
راه یابند ، در ایران نیز کولی های روس که بهمراه عشایر ، سازماندهى شده و
سازماندهی هایی مشابه با سازماندهی های همان
کولی هاى خارج از كشور را ساخته اند که بتوانند به ثروت و قدرت برسند و روسيه
از کولی های روس خواسته است که با اسرائیل
همکاری کنند که هویت روسی كولى هاى روس افشا نگردد و نیز از
آنها خواسته اند که در ایران مانند اشخاص بیابان گرد و
کوچ نشین یا بدوی و دور از تمدن زندگی کنند كه ابروى مردم با پيشينه تمدنى اريايى و مسلمان ايران را ببرند و اروپائیان تصور کنند که عقب
ماندگی عشایر در اثر مسلمان بودن آنها میباشد و صهیونیستها
و بی دینان بتوانند بر ضد دین مبین اسلام در کشورهای آریایی
یا ژرمنیک تبلیغات ترس از اسلام ایجاد نمایند و بايد گفت كه كولى هاى يهود و روس ، دیندار
نبوده اند که با دشمنان ایران و اسلام همکاری میکرده اند ،
وقتی در کشوری ملتی زندگی میکند که آبرویی در جهان
داشته است نبايد عده ای با خیانت به آن ملت وارد
دولت شوند و خود را بجای تیز هوشان نابغه و نخبگان آن
مردم معرفی کنند ، ولی از نخبگان آن ملت سرقت نماید و
سرقت را حق خود بدانند ، این عده که از کولی های روس
و يهود بوده اند نبايد درمجلس و دولت و مشاغل مهم دولتى و وابسته به دولت
بتوانند شغلى داشته باشند.