طرح اصلاحات را اينجانب در سال ١٣٧٣-٧٤ از هلند به دولت وقت جمهورى اسلامى ايران ارائه كردم كه بهمراه جزئيات ان تا سال ١٣٧٧ تكميل شد ، ولى مشكلاتى با اسرائيل پيش امد كه اجازه ندادند به ايران باز گردم و قرار بود اين اصلاحات اسلامى و اريايى باشد ، ولى اسرائيل گفت كه يهوديان و بهائيان بايد اين اصلاحات را انجام دهند و نه مردم مسلمان و اريايى ايران ؛ بنابر اين ، پس از گروگانگيرى عده اى از مردم با روش هايى ، بسيارى از جاسوسان و خائنان يهودى بظاهر مسلمان و بهائيان بظاهر شيعه بود را وارد مشاغل دولتى و احزاب اصلاح طلب كردند و با فريب مردم ، به سرقت بيت المال تحت عنوان خصوصى سازى پرداختند و طرح هاى پر سود اقتصادى اينجانب را نيز كه اهميت انها مانند طرح هاى ملى كشور بود و براى امورى در رابطه با مردم با شرف كشور در نظر گرفته بودم را مصادره شخصى كردند ، بايد دانست كه بهائيان ، عدهاى از يهوديان دزد و گدا بوده اند كه در حدود 200 سال قبل در ارتباط با توطئه روس و صهيونيسم براى اداره هر كشورى به ايران نيز فرستاده شدند كه با حيله هايى وارد دولت شوند و كشورى را مستعمره روس ها و اسرائيل سازند كه بلاخره توانستند براى خيانت و سرقت بيت المال مردم مسلمان ايران وارد دولت جمهورى اسلامى ابران شوند و اين همان بى اصل و نسب و حرامزاده بودن جاسوسان و خائنان احزاب اصلاح طلب را اثبات مينمايد كه حتى از سرمايه هاى فكرى اينجانب نيز به دستور سازمان موساد سرقت كردند و عده اى از ما را نيز با روش هايى سال ها گروگان گرفته و همچنين اين اشخاص بهايى و اعضاء گروهك هاى ضد انقلاب اجازه نداشته اند كه وارد مشاغل دولتى و وابسته به دولت شوند ، ولى چون با گروگانگيرى و همكارى با سازمان موساد و سران ساواك خارج از كشور توانسته اند تحت عنوان اصلاح طلب وارد مجلس و دولت و مشاغل مهم دولتى و وابسته به دولت شوند تا از بيت المال و مردم سرقت كنند بعنوان دشمنان مردم و دين اسلام ، بايد مجازات انها مصادره اموال و اعدام باشد!!