هوستون استوارت ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ، ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺗﺒﺎﺭﯼ ﮐﻪ کشف های جدیدی در زمینه علوم جامعه شناسی و انسان شناسی ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﺑﯿﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ نمود. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﻧﻈﺮﯾﺎﺗﺶ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺑﺴﺎﺯاﯾﯽ ﺩﺭ هشیار نمودن نژاد آریایی یا ژرمنیک
و مردم از نژادهای دیگر و اتحاد ﻣﻠﺖ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﯾﺶReich ﺩﻭﻡ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﺭﺍﯾﺶ(امپراتوری آریایی) ﺳﻮﻡ ﺩﺍشت و بمعنای آن است که احترام به ملتهای
آریایی یا ژرمن(و نیز ملت ایران) در جهان بعنوان بوجود آورندگان تمدن موضوعی قابل توجه میباشد. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﻭ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﺑﻪ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻫﻮﺳﺘﻮﻥ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﺕ ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﺩﺭ 9 ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ 1885 ﺩﺭ ﭘﻮﺭﺗﺴﻤﻮﺙ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪ . ﺍﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﯾﮏ ﺩﺭﯾﺎﺳﺎﻻﺭ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ،ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﯼ ﻓﯿﻠﺪﻣﺎﺭﺷﺎﻝ ﺳﺮﻧﻮﯾﻞ ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﻭ ﺩﻭ ﮊﻧﺮﺍﻝ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻮﺩ .ﺑﻨﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍستوﺍﺭﺕ ﯾﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﯿﺮﻭﯼ
ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺷﻮﺩ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺁﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭﺁﯾﺪ . ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﺰﺍﺟﺶ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺸﺎﻏﻠﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺣﺬﻑ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭ ﮊﻧﻮ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﺍﻭ ﺷﺪ . ﺩﺭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﻨﯿﻦ ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﻭ ﻧﻮﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ
ﺩﻭ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﺁﺷﻨﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﺲ ﺳﺨﺖ ﺑﻪ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻭ آریایی ﮔﺮﺍﯾﯽ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻻﯾﻞ ﺑﻪ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺎﺑﻌﯿﺖ ﺍﻥ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ . ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﺕ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ
ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﺑﻪ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﯾﺸﺎﺭﺩ ﻭﺍﮔﻨﺮ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺘﻔﮑﺮﺍﻥ ﭘﯿﺸﮑﺴﻮﺕ ﺁﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻧﻮﺷﺖ .
ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﮐﺘﺎﺏ ‏(ﺷﺎﻟﻮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻗﺮﻥ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ‏) ﻫﯿﺎﻫﻮﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺤﺒﻮﺑﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺪ .ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻫﺸﺖ ﺑﺎﺭ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﭼﺎﭖ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﻭ 60000 ﻧﺴﺨﻪ ﯼ ﺍﻥ ﺑﻔﺮﻭﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ
ﺳﺎﻝ 1914 ﺑﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺟﻨﮓ ﺍﻭﻝ ﺟﻬﺎﻧﯽ 100000 ﻧﺴﺨﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﻔﺮﻭﺵ ﺭﻓﺖ . ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺁﻟﻤﺎﻥ ناسیونال
سوسیالیست ﻓﺮﻭﺵ ﺁﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﻧﻖ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ250000 ﻧﺴﺨﻪ ﺑﻔﺮﻭﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ .در کتاب« شالوده های
قرن نوزدهم» تاریخ(معاصر) اروپا را بعنوان عرصه تعارض دو نژاد ( یکی نژاد الهی و خداپرست)آریایی و (دیگری نژاد
شیطانی و کافر)یهود ترسیم کرده و با پشتوانه سرمایه هایی که از طرف آریائیان و خداپرستان آمد صدها هزار نسخه از
کتاب چمبرلین ؛ این بزرگ مرد ، در سراسر اروپا توزیع شد و اروپائیان از نظرات و تئوریهای جدید وی مطلع شدند و بر فرهنگ آلمانی و ملتهای آریایی یا ژرمنیک تأثیر عمیقی بجای گذاشت و پایه های فکری ناسیونالیسم مهاجم آریایی یا
ژرمنیک را بر طبق دین استوار ساخت ، رهبر آن زمان آلمان دستور داد این کتاب در دانشگاه افسری آلمان تدریس شود و این آغازی برای تشکیل دولتی ٱریایی یا ژرمنیک بر پایه دین در جهان شد .
ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﻭ ﭘﺮﺣﺮﺍﺭﺍﺕ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻗﯿﺼﺮ ﻭلیلهلم ﺩﻭﻡ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭ ﭼﻤﺒﺮلین ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﻮﺗﺴﺪﺍﻡ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﻭﻝ مجذوب نظرات ﺍﻭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺎﻗﺘﯽ ﺑﯿﻦ ﺁن دو ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺍﻣﺪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺣﯿﺎﺕ ﻣﻮﻟﻒ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺎ ﺳﺎﻝ 1927 ﺩﻭﺍﻡ ﯾﺎﻓﺖ .
ﻗﯿﺼﺮ ﻭﯾﻠﻬلم ﺩﻭﻡ ﺷﺨﺼﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ ﺍﻓﺴﺮﯼ ﺍﺭﺗﺶ آریاییWehrmacht یا «وهرماخت»رایش ﺗﺪﺭﯾﺲ ﺷﻮﺩ
.ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﻮﺝ ﻋﻈﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﻧﺎﺳﯿﻮﻧﺎﻟﯿﺴﻢ آریایی یا ژرمنیک در ﺁﻟﻤﺎن و ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺷﺪ .
ﻗﯿﺼﺮ ﻭﯾﻠﻬلم ﺩﻭﻡ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﯾﺶ ﺳﻮﻡ ﺍﺛﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ
تئوریهای علمی ﺍﻭ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺎ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ دانشمندان ناسیونال سوسیالیست که علم را با دین هماهنگ کرده بودند ﻫﻤﺨﻮﺍﻧﯽ
ﺩﺍشت. ﺍﺩﻭﻟﻒ ﻫﯿﺘﻠﺮ و دیگر تئوریسین ها ﺍﺯ ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺰﺍﺭﺍﻥ ﺍﯾﺪﺋﻮﻟﻮﮊﯼ ﻧﺎﺳﯿﻮﻧﺎﻝ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﯾﺎﻓﺖ .
ﻫﯿﺘﻠﺮ ﻭ ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1923 ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ضعیف و بیمار بود ﻭ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺁﻟﻤﺎﻥ و ﺳﻘﻮﻁ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﻫﻮﻫﻨﺰﻭﻟﺮﻥ ﯾﻌﻨﯽ از دست دادن ﺍﻣﯿﺪﻫﺎ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ غمگین ﺑﻮﺩ ، مجذوب سخنان آدولف هیتلر شد و دوباره قدرتی گرفت . ﺍﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ
ﺁﺩﻭﻟﻒ ﻫﯿﺘﻠﺮ ﻧﻮﺷﺖ : ﺗﻮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ . ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ آریایی گرایی ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﮔﺮ ﭼﻪ
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺍﻣﯿﺪﻡ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﺗﻮ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺿﺮﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺭﻭﺣﯽ ﻣﺮﺍ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﮐﺮﺩﯼ . ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﺁﻟﻤﺎﻥ
ﺩﺭ ﺣﺴﺎﺳﺘﺮﯾﻦ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺣﯿﺎﺕ ﺧﻮﯾﺶ ﻫﯿﺘﻠﺮﯼ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ،ﺧﻮﺩ ﻗﻮﻩ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺍﻭﺳﺖ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺁﺛﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩﯼ
ﻫﯿﺘﻠﺮ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎﺳﺖ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﯾﻌﻨﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻭ ﻧﻔﻮﺫ ﺍﺯ ﺍﻥ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺪ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺣﺎﻓﻆ ﺗﻮ ﺑﺎﺩ !
ﺍﻭ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻻﺕ ﺧﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1924 منتشر ﺷﺪ ﺍﺯ ﻫﯿﺘﻠﺮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺴﺮ ﻣﯿﺒﺮﺩ ،ﺗﺠﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﻮﺷﺖ ﮐﻪ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﯿﺘﻠﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﻠﺖ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﮐﻨﺪ . ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻗﯿﺼﺮ ﻭﯾﻠﻬلم ﺩﻭﻡ ﮐﺒﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﮔﻤﺎﺷﺖ ﻟﯿﮑﻦ ﺍﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻞ
ﮐﻨﺪ ، اکنون ﻧﻮﺑﺖ ﺁﺩﻭﻟﻒ ﻫﯿﺘﻠﺮ ﺍﺳﺖ .
ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﻋﻀﻮ ﺣﺰﺏ تازه تأسیس ناسیونال سوسیالیست شد ﻭ ﺗﺎ آنجا ﮐﻪ قدرت داشت ، ﻣﻘﺎﻻﺕ ﻭ ﺭﺳﺎﻻﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺸﺮﯾﺎﺕ ﺣﺰﺏ ﻣﯿﻨﻮﺷﺖ .
پیشرفت های جامعه شناسی و انسان شناسی ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ :
ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﭘﺮﺷﻮﺭ ﺍﻧﺠﻤﻦ ﮔﻮﺑﯿﻨﻮ ﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭ ﺑﺎ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺁﺭﺗﻮﺭ ﮔﻮﺑﯿﻨﻮ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﻭ ﺍﺩﯾﺐ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ : موضوع ﻧﮋﺍﺩ ﻫﻤﻪ موضوعات
ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺷﻌﺎﻉ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ
ﺍﺳﺖ .... ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﻋﺪﻡ ﺗﺴﺎﻭی (هوش و زیبایی)ﻧﮋﺍﺩ ﻫﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻠﺖ ﻫﺎ ﭘﯽ ﺑﺒﺮﯾﻢ .
ﺳﻪ ﻧﮋﺍﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ نژاد ﺳﻔﯿﺪ ، نژاد ﺯﺭﺩ(سرخپوستان و مغولان)، و نژاد ﺳﯿﺎﻩ ،
ولی ﻧﮋﺍﺩ ﺳﻔﯿﺪ(در بوجود آوردن تمدن و داشتن پیامبران الهی و داشتن دین الهی و ایمان به خدای یکتا )ﺑﺮﺗﺮ ﺑﻮﺩ . برسی های ﺗﺎﺭیخی ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﺯ ﻧﮋﺍﺩ آریایی یا ژرمنیک ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺗﻤﺪﻧﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﮋﺍﺩ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﺴﻠﻢ
ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻞ ﺳﺮﺳﺒﺪ(اشرف مخلوقات)ﻧﮋﺍﺩ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ یا ژرمنیک ﺑﻮﺩه است ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺩﻣﺎﻥ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻋﺎﻟﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻧﮋﺍﺩ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺳﺖ .درباره همین موضوع در قرآن سوره البقره 2 آیه 30 خدای یکتا حضرت آدم آریا مردAryaman از نژاد آریایی یا ژرمنیک را که نژاد الهی بوده ، بعنوان خلیفه خود برای اداره جهان ، قرار داد . چمبرلین ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ متأسفانه ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯼ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺯﻣﺎنی ﻣﯿﺸﺪ ﺩﯾﺪ، ﺑﺎ ﻧﮋﺍﺩﻫﺎﯼ غیر آریایی
یا ژرمنیک ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﻭ ﺷﻤﺎﻝ غربی ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺧﺎﻟﺺ ﻭ ﺑﯽ ﻏﺶ
ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻫﻨﻮﺯ(با خلاقیت خاص و تیزهوشی(و ایمان به خدا) که دارند نژاد ﺑﺮﺗﺮﻧﺪ . ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺍﻭ نژاد آریایی یا ژرمنیک ﯾﺎ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ
ﻏﺮﺑﯽ ﻣﺤﺘﻤﻼ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ هستند . ﺍﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﻧﺮﺍ ﺁﺑﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ
ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﺭﻭﻡ ﻫﻢ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﻗﺒﺎﯾﻞ باستانی آریایی یا ژرمنیک ﮐﻪ ﺭﻭﻣﯿﻬﺎ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ و ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ
ﺗﻤﺪﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﺭﻭﻣﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﯿﻼﺩﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ نژادهایی نامشخص(با فرهنگ )ﻓﺎﺳﺪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﮊﺭﻣﻦ ﻫﺎ ، ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﺺ(و با فرهنگ
الهی) ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﺍﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﮐﻪ ﻇﻠﻤﺖ ﻗﺮﻭﻥ ﻭﺳﻄﺎﯾﯽ ﮐﺬﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﮊﺭﻣﻦ ﻫﺎ ﭘﺪﯾﺪ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ( چون یهودیان و روسها آن ظلمت و گمراهی را باعث شدند که حکومت دین مسیح را در اروپا سرنگون سازند و بی دینی جای آنرا بگیرد )و ﺁﻥ ﻇﻠﻤﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺧﺘﻼﻁ ﻭ ﺍﻣﺘﺰﺍﺝ ﻭ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ نژادها (یا همان توطئه های
ﻧﮋﺍﺩی یهودیان و روسها برضد ملتهایی که حکومت دینی میخواستند)ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻮﺟﺪ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ ﻧﮋﺍﺩ ﻫﺎ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﻣﺤﺘﻀﺮ
ﺭﻭﻡ ﺑﻮﺩ (و در آن زمان یهودیان و روسها با مخلوط کردن نژاد خود با نژادهای دیگر ، توطئه های نژادی را ساخته
بودند ، از یک طرف ، با افراط در اجرای احکام دینی ، در حال به انزوا کشیدن حکومت کلیسایی و بد جلوه دادن آن در جامعه بودند و از طرف دیگر ، با تشکیل ارتشی از یهودیان و روسها و قوه قضائیه ، در حال گرفتن قدرت اجرایی از کلیسا بودند ). ﺍﮔﺮ ﻗﻮﻡ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﺗﺒﺎﺭ ژرمنیک ﻧﺒﻮﺩ ﻇﻠﻤﺖ ﺟﺎﻭﯾﺪﺍﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﻭ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ(الهی و خداپرست و دیندار و ) ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ .... ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ (در هر کشوری)ﺩﺍﺭﺩ .
از نظر ما ؛ ملت آریایی یا ژرمنیک و مسلمان ایران آریایی و اسلامی، موضوع نژاد مهم بوده است که در قرآن هم درباره آن آمده است که با تحقیق در کتابهای آریایی ، نژاد پیامبران و نیز امامان شیعه معلوم میگردد .در سوره
الاعراف آیه35 آمده است : ای فرزندان حضرت آدم (آریامردAryaman. )چون پیامبرانی از جنس ( نژاد آریایی یا ژرمنیک)شما بیایند و آیات مرا بر
شما بخوانند پس هر که تقوا پیشه کرد و بکار شایسته شتافت هیچ ترسی و اندوهی برآنها نخواهد بود.همچنین در سوره النحل آیه 93 آمده است: اگر خدا میخواست (به مشیت ازلی)همه بشریت را از یک امت(و نژاد ) قرار میداد (و هیچگونه اختلافات نژاد و زبان و فرهنگ در انسانها نمیگذاشت)و . ...در سوره فصلت آیه 44 که نام نژاد آریایی یا ژرمنیک ذکر شده ، آمده است : و اگر
ما این قرآن را بزبان عجم(بزبان ایران آریایی یا ژرمنیک) میفرستادیم کافران میگفتند چرا آیا این کتاب مفصل و روشن نیامد؟ای عجب آیا کتاب عجمی(بزبان نژاد آریایی یا ژرمنیک)بر رسول و امت عربی نازل میشود؟؟به آنها بگو این قرآن برای اهل ایمان هدایت و شفاست . ...در
این آیه کلمه «أعجمیا»بمعنای زبان ایران آریایی یا ژرمنیک ، و کلمه «اعجمی»بمعنای بزبان نژاد آریایی یا ژرمنیک ، ترجمه دقیق میباشد.در ضمن ، در سوره الروم ،کلمه الروم بمعنای رومیان بوده که در آن زمان ، دو قدرت نزدیک به
سرزمین عرب ، دولت ایران آریایی یا ژرمنیک و دولت روم بود و کلمه« عجم» از همان کلمه «ارژن»یا «آریان»میباشد
و بمعنای زبان و فرهنگ و نژاد آریایی یا ژرمنیک بوده است و قرآن همان آیین میترایی Mythras را داشته که قبل از
نزول قرآن در جهان بوده و ملتهای آریایی یا ژرمنیک به آئین میترایی حضرت آدم آریامرد (ع)بوده اند که در قرآن
سوره آل عمران آیه 67 آمده است : ابراهیم به آیین یهود و نصاری نبود ، لیکن به دین حنیف توحید و اسلام بود. ...حضرت ابراهیم(ع)هم عصر هخامنشیان بود و آیین آن دوران میترایی و زرتشتی بود و قرآن کتابی آریایی با قوانین باستانی آریائیان است.
ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ .ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻫﺮﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻗﺪﺭﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ
ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺧﻮﻥ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ (یا ژرمنیک)ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﮒ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻥ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ ....ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﮐﻪ
ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺮﺍﺙ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .
ﺍﻭ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ ﮐﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﺴﯿﺢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﯿﺮﺍﺙ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺪﻥ ﺟﺪﯾﺪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺳﭙﺲ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﻨﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﯿﺴﯽ ﯾﻬﻮﺩﯼ
ﻧﺒﻮﺩ . ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺧﻮﻥ ﻏﯿﺮ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ ‏( ﻫﺮﮐﺲ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ
ﻋﯿﺴﯽ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﻮﺩﻩ ﯾﺎ نادان ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ......ﻋﯿﺴﯽ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ‏) .ﺯﯾﺮﺍ ﺍﮔﺮ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺧﻮﻥ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﮐﺎﻣﻼ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻧﺒﻮ ﺩ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺧﻼﻕ و تعالیم ﺩﯾﻨﯽ ﺍﺵ ﺑﯽ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ (یا ژرمنیک)ﺑﻮﺩ ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﺍﻭ ﺳﺨﺖ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻣﺎﺩﯾﮕﺮﯼ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺩﯾﻦ ﯾﻬﻮﺩ ﺑﻮﺩ (همه پیامبران الهی از نژاد آریایی یا ژرمنیک بوده اند و پیامبر یهودی نژاد وجود نداشته است حضرت عیسی مسیح و مادر و دایی او حضرت موسی از نژاد آریایی یا ژرمنیک و ایرانی بوده اند و در منطقه رایشReich(امپراتوری آریایی) ایران باستان زندگی میکردند ، در ضمن ، سران یهود نیز به حضرت مسیح گفته بودند: تو از جنس(یا نژاد)ما نیستی ،
که در انجیل کتاب یوحنا.John ذکر شده است.
ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻫﯿﭻ ﻣﻠﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻠﺖ ﺍﺭﯾﺎﯾﯽ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﻧﺪﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ ﻣﺴﯿﺢ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ ﻣﻠﻞ ﮐﻬﻦ هند و ﺍﺭﻭپایی ﺍﺳﺖ(لازم به ذکر است که نژاد سرخ پوستان هند آریایی یا ژرمنیک نبوده بلکه از نژاد سرخ پوستان آمریکا منشعب شده است و حتی زبان سرخ پوستان هند ریشه زبان سرخپوستان آمریکای جنوبی را داشته است ).
ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﮋﺍﺩ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﯾﮏ ﻧﮋﺍﺩ شیطانی ﻭ حرامزاده(و بی اصل و نسب) بوده ﺑﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ملتهای آریایی یا ژرمنیک حق داشته اند(وجود)ﺍﺳﺮﺍئیل ﺭﺍ نپذیرند (و آنرا برسمیت نشناسند).نظر فیلسوف بزرگ
چمبرلین در باره نژاد آریایی از شاهنامه حکیم ابولقاسم فردوسی که آریائیان به آن علاقه داشته اند الهام و نیرو گرفته بود و در مورد یهود ، با مطالب قرآن مطابقت
دارد و مشخص است که چمبرلین ؛ این بزرگ مرد آریایی ، قرآن را خوانده بود و یهود را کاملا می شناخت که در سوره
القلم آیه13اشاره کرده که یهودیان حرامزاده و بی اصل و نسب بوده اند و در سوره الحشر آیه های 13و14 به
دشمنی و مکر و حیله و جاسوسی یهودیان بر ضد مؤمنین و فاقد شعور بودن قوم یهود اشاره کرده است و همچنین در سوره البقره2 ، آیه های 64و65 و66نیز در آین مورد هشدار داده است .که یهودیان از نژاد میمون محسوب میشوند و نیز در سوره الانفال آیه 55به یهودیان که همان کفار و بدترین جانوران بوده اند اشاره کرده است و در سوره الممتحنة آیه 13اشاره کرده که خدا بر قوم یهود غضب کرده و به مؤمنین میگوید که یهودیان را دوست و یار خود نگیرند و در سوره المائده آیه78 اشاره شده که قوم یهود آبرویی
نداشته اند و بوسیله حضرت داود(ع) و عیسی مسیح(ع)لعنت شده اند که علاوه بر آیات قرآن ، مدارک باستان شناسی نیز در این مورد موجود میباشد ؛ بنابر این ، این تئوری را مطرح مینمایم :
تئوری نژاد ناپاک نژاد یهودیان در راستای تکامل خود با نژاد میمون مخلوط شده است و یهودیان با حیوانات آمیزش میکرده اند.
چمبرلین نیز مانند دیگر مقامات دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان به دین اسلام بسیار علاقه داشت. بلاخره ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﭼﻤﺒﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ها و
فرهنگ ﺍﻧﻬﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ صاحب ﻋﺎﻟﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺻﻔﺎﺕ ﻭ ﺧﺼﺎﯾﺺ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ میباشند، ﺯﯾﺮﺍ بهترین صفات ﻭ ﺧﺼﺎﯾﺺ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﻭ ﻫﻨﺪﯼ - ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ(در رایشReich ایران باستان و ایرانیان باستان )راﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﻖ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ آقای ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ (چمبرلین نژاد آریایی یا
ژرمنیک را از منطقه رایش ایران باستان میدانست و موضوع نژاد آریایی یا ژرمنیک ، و حفظ این نژاد الهی را مهم میدانست). این نکته قابل ذکر است که اشخاصی در ادارات رادیو و تلویزیون
و نشریات خارج از کشور بر ضد نظرات و مطالبی که اینجانب در اینترنت قرار داده ام ، نظر داده اند و مطالبی را نشر کرده و دروغ پراکنی نیز کرده اند ، این سازمانها و ادارات رادیو و تلویزیون
و نشریات بوسیله صهیونیستها و روسها اداره میشوند و این اشخاص در آن کشورها در دزدی هایی نیز دست داشته اند ، و دزد را از حرف هایش میشناسیم ، هر کسی در هر مکانی که بر ضد دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان حرفی زده و یا نظری داده است از روسها
و صهیونیستهای آن کشور بوده که جاسوس و خائن به آن ملت و مردم بوده است ، ولی رادیو و تلویزیون و نشریات داخل کشور بخوبی نظر داده اند و هر کسی که نظرات روسی و اسرائیلی یا
همان کمونیستی و صهیونیستی داشته باشد قابل شناسایی میباشد. كناب شالوده هاى قرن نوزدهم كه توسط دانشمند و فيلسوف و نويسنده بزرگ هوستون استوارت چمبرلين منتشر شد با قوانين نظامى و تئورى هاى اريايى و اسلامى و مطالب مهم ديگر ميباشد كه در سازمان پليس مخفى ايالتى و سازمان حفاظتى امنيتى المان و نيز دانشكده افسرى المان ناسيونال سوسياليست تدريس شد و وهرماخت و نيروهاى پليس و نيز نيروهاى حفاظتى امنيتى اريايى و اسلامى پرقدرت و نيرومند را در المان سازماندهى كرد كه در دانشكده هاى افسرى پليس و ارتش و سپاه پاسداران جمهورى اسلامى ايران و سازمان بسيج و وزارت اطلاعات نيز بايد اين كتاب بينظير تدريس شود و نياز است كه هر ايرانى مسلمان اين كتاب را بخواند و جمهورى اسلامى ايران بمعناى اسلام و اريايى ميباشد و ناسيوناليسم و فرهنگ مهاجم اريايى و اسلامى را با نژاد اريايى يا ژرمن بلوند چشم ابى نيز بايد ساخت و همچنين اريائيان مسلمان شيعه اى كه بلوند نيستند ولى ميتوانند با مردم اريايى يا ژرمنيك در كشورهاى اروپايى و ايالات متحده صحبت كنند در ضمن ، هدف ما ، دولتى است كه بتواند با مردم اريايى يا ژرمنيك در كشورهاى اروپايى و ايالات متحده نيز ارتباط برقرار كند ، ولى يهوديان بهائى جاسوس در دولت و مشاغل دولتى نميخواهند كه نژاد اريايى يا ژرمنيك مسلمان شيعه در جمهورى اسلامى ايران وارد مجلس و دولت و امور مهم دولتى شود زيرا از يك طرف ، خاندان پهلوى كه اصلا اريايى نبوده اند تضعيف ميشود و از طرف ديگر ، مردم همنژاد اريايى يا ژرمنيك در خارج از كشور ، مجلس و دولت جمهورى اسلامى ايران را از خود ميدانند و ميتوانيم با انها براحتى صحبت كنيم. درباره ادولف هيتلر و موضوع حضرت مسيح يا امام زمان ( عج ) ، نخست بايد بدانيم كه يهوديان بهائى و صهيونيسم از دشمنان وجود جمهورى اسلامى ايران بوده اند و همه عمليات تروريستى و ترور مهمترين مقامات كشور را طرح ريزى و اجرا كردند ، حال اگر دشمنان از زمان اصلاحات اسرائيلى در جمهورى اسلامى ايران ، بظاهر با رهبر معظم جمهورى اسلامى ايران دوستى كرده ، هدف بسيار بزرگى را دنبال ميكرده اند كه مافياى يهودى بهائى و صهيونيسم از بين نرود ، وقتى خبرى شده ... و نابغه اى امده است كه حقيقت را ميداند و حتى بخاطر اين موضوع در كشور و دولت ، گروگانگيرى شده است بايد بدانيم كه چه كارى بايد انجام داد ... ادولف هيتلر يا حضرت مسيح يا امام زمان همان برگزيده خداى يكتا ميباشد كه مافياى يهود و كمونيسم كه دشمنان مردم در هر كشورى بوده ، از دشمنان ان رهبر و حضرت نيز بوده اند و اين دشمنان توطئه كرده اند كه جمهورى اسلامى ايران با كشف ها و طرح ها و تحقيقات گسترده و مهم اينجانب ، به پيشرفت هاى مهم و بينظير در راستاى المان ناسيونال سوسياليست نرسد به همين دليل ، جاسوسان مافياى يهودى بهائى را به درون مشاغل مجلس و دولت اورده اند كه شغلى به اينجانب داده نشود كه همان اعضاء خانواده و فاميل هاى نسبى ساواكى هاى سابق و اداره امنيه قاجار ميباشند كه از همان سازمان ها و ادارات مافيايى روس و صهيونيسم بوده و بطور فاميلى و گروهكى انجام امور دولت هاى استعمارى را در دست داشته كه وارد دولت و مشاغل مهم دولتى و در ارتباط با دولت شده اند. وقتى اصل مطلب را بدانيم كه همان هيتلر و اسلام بوده است ميتوانيم بدانيم كه چه بايد انجام دهيم تا جهت اداره نظام جمهورى اسلامى ايران و دولت و مجلس را درست و دقيق ، مانند دولت المان ناسيونال سوسياليست تنظيم نماييم كه بر طبق قران و علم ميباشد.
از : شاهرخ شهيمى